ابزار وبلاگ ابزار سایت ابزار وبسایت ابزار رایگان وبلاگ

تبلیغات
تبلیغات متنی
طراحی سایت
طراحی سایت
دیوار
دیوار
طراحی سایت
شرکت طراحی سایت راتین
کلینیک دندانپزشکی
کلینیک دندانپزشکی
سایبان
سایبان
کلینیک دندانپزشکی
کلینیک دندانپزشکی
کلینیک دندانپزشکی
کلینیک دندانپزشکی
تصفیه فاضلاب
تصفیه فاضلاب
اس ام اس محرم
اس ام اس محرم
آهن اول مرجع قیمت آهن آلات میلگرد ورق سیاه
آهن اول مرجع قیمت آهن آلات میلگرد ورق سیاه
چشم سوم
چشم سوم
بک لینک
بک لینک
الکتروموتور
الکتروموتور
طراحی سایت
طراحی سایت
طراحی سایت
طراحی سایت
طراحی سایت
طراحی سایت
خرید بلیط چارتر هواپیما
خرید بلیط چارتر هواپیما
محل تبلیغ متنی شما
برای قرارگرفتن تبلیغ متنی در ایجا کلیک کنید
دانلود فیلم و سریال رایگان
دانلود فیلم و سریال رایگان
فروش اینترنتی بلیط هواپیما چارتر
فروش اینترنتی بلیط هواپیما چارتر
ابزار وبسایت
ابزار وبسایت
مکان تبلیغات شما
مکان تبلیغات شما به ارزان ترین قیمت
درج لینک شما در اینجا
برای درج لینک سایت خود اینجا کلیک کتید
ابزار وبلاگ
ابزار وبلاگ
ابزار رایگان وبلاگ
ابزار رایگان وبلاگ
مجله اینترنتی و عکس
مجله اینترنتی و عکس
سامانه ضمن خدمت فرهنگیان
سامانه ضمن خدمت فرهنگیان
لینک شما در اینجا فقط با 20000 تومان
لینک شما در اینجا فقط با 20000 تومان
خرید بکلینک
خرید بکلینک - درج بکلینک شما در اینجا
فروش بک لینک
فروش بک لینک - فروش این مکان برای درج لینک شما
گالری عکس سوسا
ابزار وبلاگ
پست های تصادفی وبلاگ

ابزارهای وبلاگنویسی


تصاویر زیباسازی وبلاگ در گروه بندی های مختلف + کد عکس


نامه ای به خدا در موزه گلستان.◄جالب و خواندنی►

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار وبلاگ

 ( نامه ای به خدا در موزه ی گلستان )

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و از آن طلبه های فقیر بود. آن قدر فقیر بود که شب ها می رفت دور و بر حجره های طلبه ها می گشت و از توی باقیمانده غذاهای آن ها چیزی برای خوردن پیدا می کرد.یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد.نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان "نامه ای به خدا" نگهداری می شود.
 

مضمون این نامه :

نامه ای بخدا، موزه گلستان، نظرعلی طالقانی، اتفاق واقعی، جالب و خواندنی، نامه نظرعلی به خدا

نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می گوید، مسجد خانه ی خداست.پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) نامه را در مسجد در یک سوراخ قایم میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه!
او نامه را پنجشنبه در مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که به قول پروین اعتصامی
"نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست"
ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه نامه ی نظرعلی را روی پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ سوسا وب تولز فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید:نامه ای که برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند.پس ما باید انجامش دهیم و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود!

ابزار وبسایت

ابزار وبلاگ

ابزار سایت


ما را حمایت کنید