نامه جادویی ( حتما حتما بخوانید چون خالی از لطف نیست ) . ◄ مطالب جالب ► - سوسا وب تولز - ابزار وبلاگ

سوسا وب تولز - ابزار وبلاگ

قرآن,قرآن صوتی, ترجمه قرآن
اسرار کاهش وزن در درون ذهن شما نهفته است
تبلیغات
موتور جستجوی کانال تلگرام

تبدیل وبلاگ به سایت

تبلیغات متنی
دوربین مداربسته
sakhtemoon.com مرجع پیکسوت در زمینه معرفی محصولات و شرکتهای دوربین مدار بسته
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
ایلیا ثبت شرکت
ایلیا ثبت شرکت
ثبت علامت تجاری در کرج
ثبت علامت تجاری در کرج
ثبت برند ایلیا
ثبت برند ایلیا
انتخاب نام کودک
انتخاب نام کودک
فروشگاه ساز رایگان
فروشگاه ساز رایگان
کانکس
کانکس
موکت iranarchitects
برترین برندهای ارائه دهنده موکت
طراحی سایت
طراحی سایت
آپلود فایل
آپلود فایل رایگان
آپلود عکس
آپلود عکس رایگان
مکان تبلیغات شما
مکان تبلیغات شما به ارزان ترین قیمت
گالری عکس سوسا
ابزار وبلاگ
پست های تصادفی وبلاگ

ابزارهای وبلاگنویسی


تصاویر زیباسازی وبلاگ در گروه بندی های مختلف + کد عکس


نامه جادویی را دو بار باید بخوانی تا ...

داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه یا به عبارتی نامه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …


جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

نامه را خواندید؟ اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید : پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را " یک خط در میان " بخواند. !


حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید!