ابزار وبلاگ ابزار سایت ابزار وبسایت ابزار رایگان وبلاگ

تبلیغات
سامانه پیام کوتاه ارسال پیامک

تبلیغات متنی
آهن اول مرجع قیمت آهن آلات میلگرد ورق سیاه
آهن اول مرجع قیمت آهن آلات میلگرد ورق سیاه
چشم سوم
چشم سوم
ساخت وبلاگ
ساخت وبلاگ
بک لینک
بک لینک
الکتروموتور
الکتروموتور
طراحی سایت
طراحی سایت
طراحی وب سایت
طراحی وب سایت
طراحی سایت
طراحی سایت
خرید بلیط چارتر هواپیما
خرید بلیط چارتر هواپیما
محل تبلیغ متنی شما
برای قرارگرفتن تبلیغ متنی در ایجا کلیک کنید
دانلود فیلم و سریال رایگان
دانلود فیلم و سریال رایگان
ابزار وبسایت
ابزار وبسایت
مکان تبلیغات شما
مکان تبلیغات شما به ارزان ترین قیمت
درج لینک شما در اینجا
برای درج لینک سایت خود اینجا کلیک کتید
ابزار وبلاگ
ابزار وبلاگ
ابزار رایگان وبلاگ
ابزار رایگان وبلاگ
مجله اینترنتی و عکس
مجله اینترنتی و عکس
سامانه ضمن خدمت فرهنگیان
سامانه ضمن خدمت فرهنگیان
لینک شما در اینجا فقط با 20000 تومان
لینک شما در اینجا فقط با 20000 تومان
خرید بکلینک
خرید بکلینک - درج بکلینک شما در اینجا
فروش بک لینک
فروش بک لینک - فروش این مکان برای درج لینک شما
گالری عکس سوسا
ابزار وبلاگ
پست های تصادفی وبلاگ

ابزارهای وبلاگنویسی


تصاویر زیباسازی وبلاگ در گروه بندی های مختلف + کد عکس


دو خلبان نایبنا!!! .◄ مطلب طنز ►

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار وبلاگ

دو خلبان نابینا (طنز)

خلبان,خلبانی

دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند،در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد.
زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد.
اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.

در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت.

هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه ( سوسا وب تولز ) چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید :

باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه

منبع : وروجک.او آر جی

ابزار وبسایت

ابزار وبلاگ

ابزار سایت

ما را حمایت کنید